تصویر سربرگ
نویسنده
نویسنده
فاطمه ابدی
دانشجوی دکتری برنامه‌ریزی درسی در دانشگاه تهران و کارشناس ارشد مسائل تربیتی.

زمان تقریبی مطالعه: 11 دقیقه

تدریس به روش کاوش یا دریافت مفهوم

همان‌طور که شما معلم‌های عزیز می­دانید، گاهی در درس‌هایی که تدریس می­کنید، مفاهیمی وجود دارند که تفهیم آن­ها به دانش­ آموزان دشوار است. خصوصاً اگر یاد گرفتن درس به یاد گرفتن این مفاهیم وابسته باشد. دلیلش این است که دانش‌آموزان دایره‌ی لغات کمی دارند و نمی­توانند بین مفاهیم جدید و دایره‌ی لغات خود ارتباط برقرار کنند. برای حل این مشکل، روش تدریس دریافت مفهوم می­تواند به شما کمک کند.

روش تدریس دریافت مفهوم، درواقع جستجوی ویژگی‌­ها و مصداق‌های یک مفهوم است که آن را از مفاهیمِ دیگر متمایز می‌کند. به زبان ساده‌تر، در این الگو از دانش­ آموز خواسته می­شود حدس بزند مثال ­هایی که توسط معلم معرفی شده­ اند جزء ویژگی­‌های آن مفهوم هستند یا نه و در نهایت باید آن مفهومی را که در ذهن معلم است پیدا کند. یعنی شما در این الگو مفاهیم را به صورت مستقیم به دانش ­آموز ارائه نمی­کنید، بلکه ابتدا نمونه‌­هایی که ویژگی­‌های آن مفهوم را دارند و برای او ملموس هستند و نمونه‌­های دیگر را که آن ویژگی‌­ها را ندارند و باز هم برای او ملموس هستند، در اختیارش قرار می‌دهید و او با مقایسه‌ی این دو دسته، به مفهوم مورد نظر شما دست پیدا می­‌کند.

مثلاً فرض کنیم شما می‌خواهید مفهوم بی‌­عدالتی را به دانش‌­آموزان خود یاد بدهید. روی تخته باید نمونه‌­ها و غیرنمونه‌ها را بنویسید. کلماتی مانند: برابری، اغماض، تساوی، تفاوت گذاشتن، بی­‌توجهی به حقوق مظلومان و حق هر کسی را به او دادن. سپس یک جدول با دو ستون در دو سطر می­‌کشید. یک ستون آری و ستون دوم خیر. بعد، از آن­ها می‌خواهید که یکی‌­یکی این نمونه­‌ها را بخوانند تا شما آن­‌ها را در ستونی که به آن تعلق دارند بنویسید. در این مثال کلماتی مانند اغماض، تفاوت گذاشتن و بی­‌توجهی به حقوق مظلومان را در ستون آری قرار می­­‌دهید و بقیه را در ستون خیر. سپس از آن­ها می‌خواهید تا با این نمونه­های مثبت، مفهوم مورد نظر شما را حدس بزنند. نقش شما در این فرآیند، راهنمایی و کنترل شرایط است تا دانش­آموز از مسیر حدس و مقایسه خارج نشود و بتواند بدون کمک مستقیم شما مقایسه­ها را انجام دهد. حال این فرآیند را کمی بسط داده و شرایط و اجزای این الگو را برای شما تشریح خواهم کرد.

یکی از مفروضات اساسی در یادگیری این است که هرچه میزان فعالیت و مشارکت دانش­‌آموزان در جریان تدریس بیشتر باشد، هم تدریس مؤثرتر است و هم یادگیری عمیق‌­تر می‌شود. یادگیری تنها یک هدف و نتیجه نیست، بلکه یک فرآیند است و در این فرآیند عواملی به طور پیوسته با هم در تعامل­‌اند. خود معلم و روش تدریسی که انتخاب می­‌کند نیز از این عوامل هستند. اگر شما با انواع الگوهای تدریس آشنا باشید، می­‌توانید به اقتضای دروس مختلفی که درس می­‌دهید، از آن­ها استفاده کرده و تجارب متنوع و نابی را برای دانش­‌آموزان خود فراهم کنید. اگر الگویی که شما انتخاب می­کنید دانش‌­آموزان را به صورت فعالانه درگیر کند، موجب تقویت مهارت­‌های کلامی، اجتماعی، ارتباطی و خلاقیت آن­ها خواهد شد.

در این میان مفاهیم نقش بسیار مهمی دارند. در بیشتر مواقع وقتی قصد داریم به دانش­آموزان چیزی یاد بدهیم، از مفاهیم و اسامی استفاده می­کنیم. گاهی اوقات درک مفاهیم برای آن­ها سخت است، زیرا یا مفاهیم بسیار عمیق‌اند یا اینکه دانش­آموز تا به ‌حال در زندگی خود با آن­ها برخورد نکرده یا نمود عینی و ملموسی برای آن­ها وجود ندارد. اگر دانش­آموز ما معنی صحیح و واقعی آن­ها را نداند و نتواند آن­ها را از هم جدا کند، یادگیری او دچار مشکل می­شود. مفهوم، نامی است که ما به مجموعه‌­ای از چیزهایی می‌دهیم که ویژگی­‌های مشترکی دارند. هنگامی می­‌توانیم بگوییم مفهومی را درک کرده‌ایم که آن را در مجموعه‌ی خودش قرار داده و دسته­‌بندی کنیم. پس به اختصار می­‌توانم بگویم که تشخیص ویژگی­‌های مشترک بین مفاهیم و تفکیک­‌شان، به این معناست که ما آن‌­ها را درک کرده­‌ایم. یعنی با طی گام‌های کوچک به موضوع اصلی می­‌رسیم و می­‌توانیم اطلاعات را سازمان­دهی کنیم. به این روش، روش استقرایی گفته می‌­شود و الگوی تدریس دریافت مفهوم نیز در دسته‌بندی الگوها، از نوع استقرایی است.

دلایلی وجود دارند که مشخص می‌کند چرا استفاده از این الگو مناسب است:

  1. با استفاده از این الگو دانش‌­آموز یاد می­‌گیرد توجه خود را متمرکز کند و تمرکز بالا نیز کمک می‌کند نمونه­‌ها را از غیرنمونه‌­ها جدا کند.
  2. هنگام تلاش برای پیدا کردن مفهوم، قدرت تفکر و استدلال او تقویت می­شود.
  3. از آن‌جایی‌که این روش می­‌تواند به صورت بازی معماگونه و با حدس و گمان نیز اجرا شود، دانش‌­آموزان از این فرآیند لذت بیشتری خواهند برد و انگیزه‌ی آن­‌ها برای یادگیری بیشتر می­‌شود.
  4. و در نهایت این‌که دانش­‌آموز یاد می‌­گیرد گاهی اوقات پاسخ‌­ها بلافاصله و به ‌آسانی به ‌دست نمی­‌آیند و باید برای به‌ دست آوردن آن­‌ها تلاش کند.

حال اگر بخواهید به دانش­‌آموزان خود کمک کنید تا ویژگی‌­های مفاهیم را شناسایی کنند باید از مثال­‌ها یا نمونه‌­ها استفاده کنید. در این روش دو نوع مثال یا نمونه وجود دارد: مثال‌­های مثبت و منفی. مثال­‌های مثبت آن­‌هایی هستند که با مفهوم مورد نظر شما در یک طبقه یا مجموعه قرار می­‌گیرند و مثال‌­های منفی نیز همان­‌هایی هستند که در آن مجموعه قرار نمی‌­گیرند. مثلاً در مفهوم گروه، «دانش­‌آموزانِ یک کلاس» مثال مثبت و «افرادِ داخل یک فروشگاه» مثال منفی است. مثال­‌ها و نمونه­‌های شما می­‌توانند به صورت نوشتاری روی تخته، به صورت تصویری یا نمودار به دانش‌آموزان نشان داده شوند.

برای بهتر اجرا کردن این روش، گام‌هایی وجود دارد که می‌تواند به شما کمک کند.

گام اول: مثال­های مثبت و منفی را از قبل آماده کنید و بهتر است که تمرین هم داشته باشید یا روی یک برگه‌ی کاغذ آن­ها را برای خود یادداشت کنید. البته منظور این نیست که همه چیز از پیش تعیین شده باشد.

گام دوم: اجرای این الگو معمولاً بین ۲۰ تا ۳۰ دقیقه زمان نیاز دارد اما اگر تعداد دانش‌­آموزان‌تان خیلی زیاد است، پاسخ‌­هایی که دریافت می­‌کنید نیز بیشتر بوده و به وقت بیشتری احتیاج خواهید داشت. پس لازم است برای وقت هم برنامه‌­ریزی کنید.

گام سوم: اگر درس مفاهیم جدیدی دارد، سعی کنید مثال‌­های آسان‌تری انتخاب کنید یا مثال‌­ها را از آسان به دشوار ارائه دهید. اگر حدس می‌زنید که ممکن است دانش‌آموزان‌تان از قبل با مفهوم آشنایی داشته باشند، می­‌توانید از مثال‌های کمی سخت­‌تر شروع کنید. حواس‌تان باشد که از مثال‌های مبهم استفاده نکنید زیرا دانش‌آموزان را گیج کرده و زمان بیشتری تلف می‌­شود. برای اینکه مثال­‌های شما مبهم نباشند بهتر است ابتدا بر ویژگی­‌های اصلی مفهوم تأکید کنید و آن­ها را در اختیار دانش‌­آموزان قرار دهید و سپس برای راهنمایی بیشتر و کامل‌تر شدن فرآیند، به صفات جزئی‌تر اشاره کنید.

در اولین دفعاتی که از این روش استفاده می‌کنید ممکن است پیدا کردن ویژگی­‌های مشترک و غیرمشترک برای برخی از دانش­‌آموزان دشوار باشد و به‌ تدریج آن‌ها را گوشه‌گیر کند؛ بنابراین لازم است که حواس‌تان به آن­ها هم باشد. بهتر است برای این دانش‌آموزان مثال­‌های ساده­‌تری بیاورید و کمک‌شان کنید تا وارد فرآیند شوند.

مراحل اجرای الگوی دریافت مفهوم:

الگوی دریافت مفهوم یک الگوی فعال است که معلم در آن نقش تسهیل‌­گر و کنترل‌کننده‌­ی آموزشی را دارد. مراحل این الگو از ارائه‌­ی مثال­‌ها و غیرمثال‌­ها توسط معلم آغاز و به مراحل آزمون، نام‌گذاری مفاهیم و کاربرد آن­ها ختم می‌شود. این الگو سه گام اساسی دارد:

گام­ها

اقدامات معلم

فعالیت­های فراگیر

اول عرضه‌ی مثال­ها و غیرمثال­ها در دو ستون (آری، خیر) یا (مثبت، منفی) ·       تفکر و تدوین فرضیه درباره­ی مفهوم

·       مقایسه­ی ویژگی­های مثال­ها و غیرمثال­ها

·       نام­گذاری مفهوم در ذهن خود

دوم ۱ در این مرحله معلم فقط مثال‌­ها را ارائه می­‌کند، بدون قرار دادن آن­ها در دو ستون (آری یا خیر) دانش­آموز مثال­ها و غیرمثال­های معلم را در دو ستون آری یا خیر قرار می­دهد.
دوم ۲ ·       نوشتن مثا‌‌ل­‌ها و غیرمثا‌ل‌­هایی که دانش­آموزان ارائه می­‌کنند

·       تأیید فرضیات یا رد آن­ها

·       ارائه‌ی نام مفهوم مورد نظر

دانش­‌آموز خود مثالی را می‌­گوید و در ستون مناسب قرار می‌دهد.
سوم ·       ارائه­‌ی تعاریف مفهوم

·       تحلیل و جمع‌­بندی مطالب

·       بحث درباره‌ی فرضیات (توسط معلم و دانش­‌آموز)

·       شرح تفکرات خود درباره‌ی مفهوم موردنظر (توسط معلم و دانش‌­آموز)

...

نوآوری آموزشی و شخصی‌سازی یادگیری
سالی که گذشت شاهد شتافتن ایالت‌های مختلف در آمریکا به سوی یک واقعیت جدید ذیل قانون «هر دانش‌آموزی موفق می‌شود» بودند. این قانون راه‌گریز و بی‌توجهی بسیار بیشتری را به نسبت باقی‌ ماندند با قوانین فدرال در اختیار ایالات می‌گذارد.

نوآوری آموزشی در ۲۰۱۷: نگاهی به چهار رویه‌ی شخصی‌سازی یادگیری

Ali Haririan
  پرستاری در سال‌های اخیر یکی از پرطرفدارترین رشته‌های ایران شده است. دانشجویان بسیاری با امید به قبولی در این رشته در کنکور سراسری شرکت می‌کنند. اما آیا انتخاب رشته […]

زهرا نیکورای

نظرتان را بنویسید