تصویر سربرگ
نویسنده
نویسنده
سارا دی. اسپارکس
سارا د. اسپارکس نویسنده و دستیار سردبیر در زمینه تحقیقات آموزشی است که علاوه بر Edweek در Research Inside School هم می‌نویسد.

چطور به دانش‌آموزان بیاموزیم سر امتحان استرس نداشته باشند

دانش‌آموزان کلاس سومی در یک جلسه‌ی تمرکز حواس ۱۵ دقیقه‌ای در کلاس‌شان در دبستان اندروز.

بعضی مراکز آموزشی برای اینکه به دانش‌آموزان کمک کنند با اضطراب امتحان و دیگر استرس‌های مدرسه کنار بیایند، گام‌هایی برداشته‌اند.

ارزش‌یابی‌ها ممکن است به شکل‌های مختلفی تغییر کنند اما از نظر اغلب دانش‌آموزان، استرسِ این‌‌که مجبوری ثابت کنی چیزی را بلدی و می‌توانی کاری را انجام دهی، از بین نمی‌رود.

به همین دلیل است که بسیاری از مراکز آموزشی در سراسر کشور به دنبال روش‌هایی هستند که چندان امتحان‌ها را تغییر نمی‌دهند اما به دانش‌آموزان کمک می‌کنند شیوه‌ی پاسخگویی به آن‌ها را تغییر دهند. این کار را هم به نحوی انجام می‌دهند که به بهبود دستاوردهای دانش‌آموزان و سلامت آن‌ها کمک کند. تعداد این مراکز رو به افزایش است.

مارکس گرینبرگ (۱) می‌گوید «افرادی که اغلب مضطرب هستند، دچار اضطراب امتحان هم می‌شوند اما افراد بسیاری هستند که شخصیت مضطربی ندارند ولی نزدیک امتحان‌های مختلف، استرس می‌گیرند.» او مدیر پژوهش‌های پیشگیری دانشگاه دولتی پنسیلوانیا و یکی از طراحان برنامه‌ی تحصیلی  PATHSیا ارتقای راهبردهای تفکر جایگزین است. PATHS راه‌حلی برای بهبود اجتماعی و عاطفی دانش‌آموزان ابتدایی و یک برنامه‌ی ضداضطراب برای آن‌ها است.

باتلر، مدیر برنامه‌ی تمرکز حواس مدرسه‌ی آستین، در راه دبستان اندروز با دانش‌آموزان گفتگو می‌کند. اوضاع و احوال در مدارسی که برنامه‌ی تمرکز حواس باتلر را اجرا می‌کردند، به شکل چشمگیری بهبود یافته.

واقعاً چه می‌شود که دانش‌آموزی سر امتحان استرس می‌گیرد؟ با این‌که استرس سر امتحان اتفاق رایجی است اما محققان کم‌کم درباره‌ی تداخل ترس در عملکرد به دیدگاه تازه‌ای رسیده‌اند.

خراردو رامیرس (۲)، استادیار روانشناسی رشد و شناختیِ دانشگاه کالیفرنیا (ایالت لس‌آنجلس)، می‌گوید لحظه‌ای که یک دانش‌آموز مضطرب امتحان را آغاز می‌کند «ذهن او پر از دغدغه‌ی احتمال شکست می‌شود. خود این نگرانی‌ها باعث می‌شود میان توجه به این نگرانی‌ها و توجه به حل مسائل امتحان نوعی رقابت به وجود بیاید.» این توجه تقسیم‌شده به بن‌بستی به نام «خفگی» (۳) منجر می‌شود. این نامی است که رامیرس و همکارش شان بِیلاک (۴) از دانشگاه شیکاگو روی این پدیده گذاشته‌اند.

دانش‌آموزان کم‌سن «گرفتار می‌شوند»

این خفگی به ویژه در دانش‌آموزان کم‌سن‌تر مشهود است. واکنش دبیرستانی‌ها شاید بیشتر شبیه بزرگسالانی باشد که با کج‌خلقی و اختلال خواب کنار می‌آیند اما به تعبیر جیمز باتلر «در دبستان بچه‌ها گاهی واقعاً گرفتار می‌شوند.» باتلر در مرکز آموزشیِ آستین در ایالت تگزاس فنون ضداسترس را به معلم‌ها می‌آموزد. او می‌گوید «هفته‌ی گذشته یک کلاس‌چهارمی‌ داشتیم که زد زیر گریه و اصلاً چیزی ننوشت. بچه‌ها فقط مستأصل می‌شوند و نمی‌دانند چطور با این استیصال مواجه شوند.»

جالب این‌‌که به گفته‌ی رامیرس، ظاهراً هم دانش‌آموزان قوی و هم دانش‌آموزان ضعیف پاسخ یکسانی به ترس می‌دهند. مهم نیست که دانش‌آموز در واقع چقدر می‌داند، مهم این است که دانش‌آموز «تا چه حد حس می‌کند برای پاسخگویی به امتحان منبع دارد.» و این‌‌که عملکرد رابطه‌ی نزدیکی با حس هویت بچه دارد.

برای مثال در پژوهشی که ماه گذشته تکمیل شد، رامیرس و همکارانش دریافتند دانش‌آموزانی که خودشان را «مخ‌های ریاضی» می‌دانستند اما در آزمون ریاضی ضعیف عمل کردند، خاطراتی که از محتوای کلاس داشتند، سرکوب می‌کردند. چیزی شبیه «فراموشی خودخواسته» که پس از رویدادهای وحشتناکی چون مرگ مشاهده می‌شود. تلاش برای زدودن منبع اضطراب، یادآوری رویدادها و محتوای آن‌ها را سخت‌تر می‌کند.

رامیرس می‌گوید «شاید فکر کنید: اوه، من قراره تو ریاضی مخ باشم اما در واقع کلی استرس دارم، پس شاید اون‌قدرها هم که فکر می‌کردم مخ ریاضی نیستم… این استرس تهدید بزرگی برای شماست. فایده‌ی فراموشی کنار آمدن با این تجربه است، اما اگر این تجربه به بخش زیادی از محتوای کلاسی گره خورده باشد، دیگر نتیجه‌ی مطلوب‌تان را نمی‌گیرید.»

گزارش ۲۰۱۳ انجمن روانشناسی آمریکا با عنوان «استرس در آمریکا» را در نظر بگیرید. مطالعات نشان می‌دهند که از بین بردن استرس امتحان به طور کامل دشوار است، اما راه‌هایی برای جلوگیری از خفگی ذهنی که به عملکرد دانش‌آموزان آسیب می‌رساند، وجود دارد. برای مثال رامیرس و بیلاک در پژوهش سال ۲۰۱۳ دریافتند که دانش‌آموزانی که یک روز قبل از امتحان درباره‌ی ترس‌ از امتحان نوشتند، سر امتحان عملکرد بهتری داشتند. شاید به این دلیل که این کار به آن‌ها امکان می‌داد روی ترس‌شان تمرکز کنند و بعد آن را کنار بگذارند. پژوهشی در سال ۲۰۱۱ در دانشگاه کلرادو در بولدر نیز نشان داد که وقتی از دانش‌آموزان بخواهیم پیش از امتحان درباره‌ی ارزش‌هایشان بنویسند، عملکرد آن‌ها بهبود می‌یابد. نویسندگان این پژوهش متوجه شدند که این کار به دانش‌آموزان کمک می‌کند حسی را که نسبت به خود خارج از عرصه‌ی آموزشی دارند، تقویت کنند.

در مطالعه‌ای تازه در دانشگاه هاروارد و دانشگاه بریتیش کلمبیا، محققان دریافتند که تغییر ذهنیت دانش‌آموز درباره‌ی خودِ اضطراب نیز می‌تواند عملکرد او در امتحان را تقویت کند. دانش‌آموزان در گروه آزمایش آموزش دیدند تا علائم جسمی –مثل تندی نبض یا عرق کف دست- را از نو به عنوان نشانه‌های هیجان تفسیر کنند، نه نشانه‌های ترس. این دانش‌آموزان در مقایسه با دانش‌آموزانی که علائم خود را ترس تفسیر می‌کردند، در امتحان عملکرد بهتری داشتند و استرس پایین‌تری نشان دادند.

رامیرس می‌گوید «تجربه‌ی حس تهدید و حس چالش، در عمل آن‌قدرها متفاوت نیستند.» او ادامه می‌دهد «در نهایت، با تغییر تفسیر خود، از اضطراب بالا به اضطراب پایین نمی‌رسید بلکه از اضطراب بالا به اضطراب بهینه می‌رسید.»

«متمرکز» بر آزمون

یکی از روش‌های تغییر تمرکز دانش‌آموز که به سرعت هم در حال رشد است، «تمرکز حواس» است؛ نوعی از تربیت توجه که در آن دانش‌آموزان – و گاه معلم‌ها- در تمرین‌های تنفسی و تجسم شرکت می‌کنند تا تمرکزشان را افزایش دهند و استرس را از خود دور کنند. این روش در ایالات متحده و دیگر کشورها شواهد نویدبخشی در کاهش اضطراب و مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان نشان داده است. اما بیشتر مطالعات تاکنون روی گروه‌های نسبتاً کوچکی از کودکان بوده که مداخلات به صورت تصادفی برای آنان در نظر گرفته نشده‌اند.

در ماه مارس موسسه‌ی غیرانتفاعی کمبل تحلیلی از بیش از ۶۰ ارزشیابی منتشر کرد. این ارزشیابی ناظر به برنامه‌های تمرکز حواس مدرسه‌محور بود. تحلیل‌ها پیشرفت‌هایی را نشان می‌داد که هرچند کوچک بودند اما از نظر آماری در نتایج شناختی و احساسی دانش‌آموزان معنادار بودند. در همین تحلیل‌ها هیچ پیشرفت معناداری در دانشگاهیان مشاهده نمی‌شد. نویسندگان نروژی این تحلیل تذکر دادند که اگر این برنامه‌ها سر کلاس به کار می‌روند، باید از سوی مدارس ارزیابی شوند.

گرینبرگ از دانشگاه دولتی پنسیلوانیا می‌گوید «تمرکز حواس رایج شده؛ در حال گسترش است، اما… گاهی، شور و شوق حول این مسائل بسیار بیشتر از شواهد تأثیرگذاری آن است.» ولی به بیان او بیشتر برنامه‌های ضداسترس، از جمله برنامه‌ی خودش، دست‌کم برخی جنبه‌های تمرکز حواس را در بر دارند. مانند تمرین‌های تنفسی و یادگیری شناسایی احساسات توسط دانش‌آموزان.

او می‌گوید «اگر دانش‌آموزان بیاموزند که فقط اضطراب خود را مشاهده کنند و ببینند که قوی‌تر و ضعیف‌تر می‌شود –یعنی احساس را کنار نزنند بلکه متوجه آن بشوند- می‌توان بر امواج اضطراب سوار شد.»

جیمز باتلر یکی از کسانی است که می‌کوشد به دانش‌آموزان کمک کند بر این امواج سوار شوند. او که قبلاً معلم برگزیده‌ی سال در منطقه‌ی آستین بود، اولین مدیر برنامه‌ی تمرکز حواس مدرسه شده است.

باتلر و دیگران در گروه آموزشی اجتماعی- عاطفی- یادگیری هم معلم‌ها و هم دانش‌آموزان را تربیت می‌کنند تا علائم جسمی و احساسی استرس خود را بشناسند و بفهمند این علائم چطور می‌توانند در فرجه‌ی امتحان روی افکار آن‌ها تأثیر بگذارند.

او می‌گوید «روش من در پرداختن به تمرکز حواس از دیدگاهی کاملاً آموزشی نشأت می‌گیرد؛ ما درباره‌ی عصب‌پژوهی مغز کاملاً صریح سخن می‌گوییم. من دوست دارم روی فنون خیلی ساده و راحت مثل سه نفس عمیق پیش از امتحان تمرکز کنم.» او از بچه‌های کم‌ سن و سال می‌خواهد زمان دم‌ها و بازدم‌هایشان را با حرکت انگشتان یک دست روی انگشتان دست دیگر بشمارند. از این راه آن‌ها هم می‌شمرند و هم بازخورد لمسی دارند. تمرین‌ها طوری طراحی شده‌اند که معلم‌ها در زمان تغییر کلاس (مثلاً رفتن به پایه‌ی بالاتر یا رفتن به مدرسه‌ی جدید) هم می‌توانند با روزی چند دقیقه تمرین آن‌ها را اجرا کنند.

«اگر معلمی دائم تمرکز حواس را در کلاس خود تمرین کند، بیشتر شبیه گذاری یک‌پارچه می‌شود… کاری که به طور طبیعی در زمان امتحان هم انجام می‌دهند.»

تابستانِ دو سال قبل باتلر برنامه‌ی «کلاس‌های تمرکز حواس» را نوشت؛ برنامه‌ای آموزشی در ۳۶ هفته‌، درباره‌ی این‌‌که استرس چطور روی مغز اثر می‌گذارد و جزئیات تمرین‌هایی که چندین سال در کلاس‌های مهدکودک خود انجام می‌داده در آن آورد. پُل کروز (۵) که بازرس آستین است به باتلر اجازه داد در سال تحصیلی ۱۶-۲۰۱۵ این برنامه را با ۲۰ معلم آزمایش کند و از آن زمان به بعد این برنامه به ۴۰۰ معلم در ۱۳۰ مدرسه در سراسر منطقه گسترش پیدا کرده.

در بررسی سالانه‌ی اوضاع و احوال کلاسی، میانگین امتیاز معلم‌های منطقه در این طرح آزمایشی پس از شرکت در این برنامه بیش از دو برابر شده. نتایج را خود آن‌ها گزارش کرده‌اند اما نتایج آن‌قدر مثبت بودند که این منطقه‌ی آموزشی در نظر دارد سال آینده از این برنامه یک ارزش‌یابی کمّی انجام دهد.

* گزارش مهارت‌ها و ذهنیت‌های یادگیری با کمک بنیاد رِیکس (۶) به نشانی www.raikesfoundation.org پشتیبانی می‌شود.

...
نویسنده
سارا دی. اسپارکس
سارا د. اسپارکس نویسنده و دستیار سردبیر در زمینه تحقیقات آموزشی است که علاوه بر Edweek در Research Inside School هم می‌نویسد.

منبع: www.edweek.org
مترجم: نجمه رمضانی
(1) Mark Greenberg
(2) Gerardo Ramirez
(3) choking
(4) Sian Beilock
(5) Paul Cruz
(6) Raikes Foundation


شما معلمان عزیز، در طی تدریس خود، تجاربی کسب می­کنید که بسیار باارزش است و همکارانتان نیز می‌توانند از آن بهره ببرند. مربی‌گری همتا (۱) یکی از راه­های به اشتراک گذاشتن تجارب معلمان با یکدیگر است. در این روش معلمان، تجارب خود را با یکدیگر به اشتراک گذاشته و با روش‌ها و استراتژی‌های همکاران خود آشنا می‌شوند.

مربی‌گری همتا

admin

زمان تقریبی مطالعه: 9 دقیقه

به گفته‌ی جان دیویی، دانش‌آموزان از طریق «انجام دادن» یاد می‌گیرند. به دانش‌آموزان چیزی برای انجام دادن بدهید تا یاد بگیرند. این کار آن‌ها را وادار می‌کند فکر کنند و توجه عمدی برای برقراری ارتباط میان دانسته‌ها و عمل را افزایش می‌دهد. هزاران ابزار دیجیتالی وجود دارد که هنر «انجام دادن» را ترویج می‌کنند. دانش‌آموزان می‌توانند به کمک ابزارهای دیجیتال دست به خلق محتوا بزنند و در نهایت به تسلط در یادگیری و ساخت دانش جدید برسند.

کاربرد ابزارهای دیجیتال در کلاس درس

admin

زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه

ممکن است شما هم مثل جولن کیسر با آزمون‌های روزانه، به خاطر مشغولیت زیادی که برای مربیان ایجاد می‌کند، مخالف باشید. کیسر می‌گوید معلم سختش است مدام آزمون طراحی کند. البته بحث او در فرایند آموزش سنتی در کلاس مفید است نه در آموزش الکترونیکی. مربیان آنلاین لازم نیست مدام آزمون طراحی کنند. آن‌ها در فضای مجازی فرصت‌های بیش‌تری در اختیار دارند و می‌توانند راحت از دانش‌آموزانشان امتحان بگیرند.

چرا ما هنوز به آزمون در آموزش الکترونیکی نیاز داریم؟

admin

زمان تقریبی مطالعه: 6 دقیقه